نترس ترانه! نترس! |
رضا فرمند |
|
|
تو که کاری نکردهای که بترسی چشمهای سبزت را که نمیتوانستی که نپوشی بهار را هم اگر پوشیده باشی باز گناهی نکردهای نترس! * نترس ترانه! نترس! به چنگِ دیو و دد که نیافتهای، نترس! هنگام بازداشت آنکه با تو دُرُشتی کرد و حرفهای نرمات را در مُشت زمُخت دشناماش فشرد حتمن تو را با جنایتی اشتباه گرفته است در دستات آس بیگناهی داری، نترس! * نترس ترانه! نترس! اینان پروردگان دین و ایماناند اینان سربازان لطیفِ اللهاند نمیشود که در روز روشن گل سفیدِ بیگناهیات را پَرپَر کنند * نترس ترانه! نترس!به چنگ دیو و دد که نیافتهای نترس!
۸ اکتبر ۲۰۰۹
|