|
کوکو؟ ترانه کو؟ |
رضا فرمند |
|
|
«کوکو؟ ترانه کو؟» «کوکو؟ ترانه کو؟» * چشمهایت دو پُرسش سبز شدهاند: «کوکو؟ ترانه کو؟» «کوکو؟ ترانه کو؟» * در خون تو لعابِ جهان انسانی آب شده است در خون تو عدل و دادِ جهان از هم گسیخته است * به پرندگان گوش میکنم همه، آواز سبز پوشیدهاند حتی کلاغ، غارغارش را در شاخ بلند غروب سبز پوشیدهاست. * از چشمهایت به باغ مینگرم که فاختهای بزرگ شده است و با همهی ابرها به آوازش گوش میکنم: «کوکو؟ ترانه کو؟» «کوکو؟ ترانه کو؟»
۲۳ اکتبر، ۲۰۰۹
|