|
سن
ژرمن |
رضا فرمند |
|
|
از
کلیسای سنژرمن،
زود بیرون میآیم
از
در و دیوارش،
زمان سیاه میبارد
از
کوی
آپولینر،
ناپلئون، و
از
کوی تنگ و
باستانی سِن Seine
میگذرم و
سَبُک از
زمان، در
کافهای مینشینم.
* سنژرمن
را واژهها
شستهاند! آزادی
هر گوشهاش
را پاک کردهاست.
شادمانیاش
بار داده و
خندههایش
شکفته است.
۲
در
فضای این
کافهها
هزاران
واژه، با هم
دوست شدهاند؛
و
به هر سوی
جهان سفر
کردهاند
در
فضای این
کافهها،
پُرسشها هر
جور که می
خواستهاند
دستافشاندهاند.
۳
در
سالهای پس از
جنگ، در
کلوپهای
شبانهی سنژرمن
پاریس
تا پگاهان،
مستانمستان
پای میکوبید؛
و
ترانههای
کامانگیز
ژولیت گرکو۲ Juliette Gréco را زمزمه
می کرد
*
در
سالهای پس
از جنگ در
کلوپهای
شبانهی سنژرمن،
پاریس،
زندگی را از میدانهای
جنگ به خویش
میکشید. *
سن
ژرمن را واژهها
شستهاند! آزادی
هر گوشهاش
را پاک کرده
است. شادمانیاش
بار داده
است؛ و
خندههایش
شکفته است!
پاریس
۱۸ ژوئیه
۲۰۰۵ -----------------------------
۱-
Saint Germain سنژرمن،
به ويژه در
تاریخ مدرن
پاریس، یکی
از کانونهای
گرم هنری،
فرهنگی و
ادبی پاریس
بوده است.
کافههای
بنام سنژرمن
Le Flore, Les Deux Magots, La Brasseie Lipp در طول
جنگ
جهانگیر دوم
و پس از آن
همایشگاه
فیلسوفان،
نویسندگان،
شاعران و
هنرمندان
بسیاری بودهاست.
سارتر و
سیمون دو
بوار، برای
نمونه، هر
روز چند ساعت
را در یکی از
همین کافهها
می گذراندند.
پس از پایان
جنگ، زندگی
هنرمندانه،
آزاد و کولیوار(Bohemian
life) در سنژرمن
گسترش
چشمگیری
یافت. در
بارها و
کابارههایی
چون Le Bar Vert
و Le Tabou،
پاریسیها
تا بامداد،
می نوشیدند و
می رقصیدند و
به موسیقی
جاز
آمریکایی
گوش می کردند. ۲- ژولیت کرکو Juliette
Gréco (1927-)،
هنرمند
نامدار و
آرمانگرای
فرانسوی در
همین سالها
بالید. وی با
اینکه در
چندین فیلم
بازی کرد
کاری اصلیاش
خوانندگی
بود. ژولیت،
صدایی هوسآمیز
و گیرا داشت.
در کار
خوانندگی از
یاری و
راهنمايی
سارتر
برخوردار
بود. شعر
ترانههایش،
ادبی و
پُربار بود.
برای نمونه،
وی برخی از
شعرهای
ماندنی ژاکپرهور،
را خواندهاست.
سارتر در
بارهی
صدایش گفتهاست:
«میلیونها
شعر در صدایش
می گنجد». چند
سال پیش به
پاس کوششهای
آزادیخواهانه
و هنریاش،
گلی را به نام
وی کردند |