|
میدان
باستیل* |
رضا
فرمند |
|
|
زندگی
جنب و جوش
دیگری دارد: کافهها
چون دژها به
واژهها
پناه دادهاند
اینجا،
سرما،
هماورد خندهها
و سخنها
نیست *
در
میدان
باستیل هر
کس به گونهای
خود را گرم میکند
من،
درهای شعرم
را کیپ بستهام:
وقتی
که میسرایم هیچ
واژهای
نباید سردش
شود! *
در
میدان
باستیل تاریخ
با خرسندی به
شادمانی
مردم نگاه میکند
اینجا
مردم شاخههای
پُربار
آینده را به
دامن پاریس
تکاندند؛ اینجا
مردم
آرزوهاشان
را بوسیدند.
*** در
میدان
باستیل تاریخ،
کلاسی
رایگان
گشوده است؛ کلاسی
که در آن واژهها
از شانههای
هم بالا میروند
و
از برجها و
باروها
بلندتر میشوند؛
کلاسی
که در آن سخن
میگویند و
دیوارها فرو
میریزد.
پاریس
۲۷ دسامبر،
۲۰۰۵ ----------------------------
|