خانه

*پاسین

رضا فرمند  

 


پاسین، زیباترین مُدل‌اش را کشید و کشید و کشید

و ناگهان به نیستی پرت شد.

*

در بلوار کلیشی Clichy

روبروی خانه‌ی شماره‌ی ۳۶ می‌ایستم

و رنگ و خون و افسردگی در بوم مرگ،

ناگهان، به هم می‌آمیزد.

*

در دوست‌داشتن، گاه،

دیوانه‌ای هرچه خواست می‌کند!

*

پاسین، رنگ‌هایش را پاک باخته بود؛

و سکوتش را دیگر نمی‌توانست آبی کند

او دیگر نمی‌توانست افسردگی‌اش را سفید کند؛

و نومیدی‌اش را با رنگ‌های شاد بپوشاند.

 

من، گاه، همه‌ی واژه‌هایم را

چو نُقل و سکه و گل،

از تراس بلند زمان، با هیجان،

به روی زنی پاشیده‌ام؛ و لال شده‌ام.

*

کسی که خود را می کشد

بدجوری می خواهد زنده بماند!

کسی که خود را می‌کشد

جز به زندگی نمی‌اندیشد!

*

پاسین شاید زیبایی مُدِل‌اش خوب ندیده بود؛

و پای آرزوی‌اش را ناگاه،

به سراشیب برهنگی‌اش گذاشته بود.

پاسین شاید از یاد برده بود که برهنگی‌ می‌اندیشد

و می تواند برخیزد و برود:

 

پستان، گاه، دورتر از تن می‌ایستد؛

و لنبر، گاه، گویی زندگی خود را دارد.

پاسین شاید زیبایی مُدل‌اش را بد فهمیده بود!

*

در دوست‌داشتن،

جهان، باز و بسته می شود!

می چرخد؛

باز و بسته می شود؛

می چرخد؛

و آدمی، گاه

با هاج و واج و هیچ

پشتِ زندگی می ماند.

*

پاسین، زیباترین مُدِل‌اش را کشید و کشید و کشید

و ناگهان به نیستی پرت شد.

 

پاریس ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۶
------------------------

(1885-1930) Jules Pascin*

پاسین، نقاش، طراح و کاریکاتوریست بلغاری، که «پرنس مونپارناس » خوانده می‌شود، در سال ۱۹۰۵به پاریس رفت. او در واقع یکی از نقاشان برجسته‌‌ی دوره‌ای است که «سالهای دیوانه»۱خوانده می شود. در این دوره، که دهه‌های نخست قرن بیستم را شامل می شود، بسیاری از نقاشان جهان برای بالاندن هنرشان در فضایی بازتر به مونپارناسِ روی آوردند. «سالهای دیوانه» دو رویداد تراژیک را در خود ثبت کرده است:

یکی مرگ زودرس نقاش ایتالیایی، مودیگلیانی۲ و در پی آن خودکشی همسرش ژان هبوترن۳ و دیگری خودکشی پاسین است.

*

پاسین بسیار پُرکار و تیزدست بود و با فروش طرح‌ها و کاریکاتورهایش به روزنامه‌ها و مجله‌ها  زندگی می‌کرد. درونمایه‌ی اصلی طرح‌ها و نقاشی هایش، محیط  و افراد پیرامونش بودند: کافه‌ها، سکس‌خانه‌ها، دوستانش، دوستان دوستانش. در یک دوره هم (در دهه‌ی ۱۹۲۰) به نقاشی از مدل ها، زنان سکس‌فروش و دختربچه‌ها روی آورد. شهرت پاسین بیشتر به سبب نقاشی‌های اروتیک‌اش است.

پاسین، بسیار خوش‌منش، خوش‌زبان و دست و دلباز بود.، درآمدش را در جشن‌هایی که برپا می‌کرد خرج دوستانش می‌کرد. می گویند اگر جایی دعوت می شد تا جایی که می توانست با خود شراب می‌برد.

* 

زندگی عاشقانه

پاسین سالها با هرمینه داوید۴ که نقاشی چیره‌دست بود زندگی کرد. پس از جدایی از هرمینه دلباخته‌ی لوسی کروگ۵ همسر پیا کروگ۶ نقاش نروژی شد.

لوسی پیشترها برای پاسین مُدلی کرده بود. این دو گهگاه دیدارهای عاشقانه‌ای داشتند؛ ولی این دیدارها، باید و شاید، پاسین را خوشنود نمی کرد. او خواهان همسری با لوسی بود؛ ولی لوسی نمی توانست این خواست‌اش را برآورده کند. پاسین چنان گرفتار لوسی شده بود که دوری‌اش را نمی توانست تاب بیاورد. در چند ماه آخر عمرش بشدت افسرده شده بود و بیشتر وقت‌اش را صرف نوشیدن و کشیدن طرح او می کرد. او سرانجام در یکی از روزهای ماه ژوئن سال ۱۹۳۰ در آتلیه‌اش خودکشی کرد و با خونش روی دیوار نوشت:”Adieu Lucy”

 پاسین در بسیاری از شهرها و کشورهای جهان از جمله وین، برلین، بخارست، مونیخ، نیویورک، پاریس و... زیست و با اینکه  بعدها شهروند آمریکا شد، از نقاشان «مکتب پاریس» قلمداد می‌شود.

----------

۱- «Les Annés Folles»

۲- Modigliani (1884-1920)

۳-  Jeanne  Hébuterne

۴- Hermine David

۵- Lucy Krogh

۶- Per Krohg