|
مونمارت |
رضا
فرمند |
|
|
مونمارت،
جشنوارهی
رنگها و
نگاههاست. در اینجا،
نقاشان،
رنگهایشان
را به نان میآمیزند؛ و زندگیاشان
را در نگاه و
پسندِ
جهانگردان
میجویند با این همه، آزادی،
اینجا به هر رنگی که
بخواهد در
میاید! * آبجوی
بزرگ، چشمم
را خنک می کند چشماندازم،
رنگارنگ و
زیباست. خوشیام را
سبک سبک، مست
می کنم در
مونمارت،
مردم با
نگاههاشان
راه میروند و رنگ،
شعبده باز
میدان است اینجا
،آرامش،
رنگین است؛ نگاه ها
رنگین است. *** در
مونمارت،
همه با
زیباییهاشان
آمدهاند: زیبایی
در تن، در
سخن، در
مهربانی و همه
همچون
سمفونیی
زنده از سویی
به سوی دیگر
پخش میشوند - همینک! گنجشکی ریزهنانی
را دُرُست از
کنارهی
دستم با نوک
جسارتاش به
هوا بُرد. ناز نوکات!
–Bravo ! *** مونمارت، همایشگاهِ
پنج قاره،
نگاه است همه،
کنار هم،
تراسها را
پُر کردهاند همه می
خورند و می
نوشند؛ و آرمش
رنگین را با
نگاههاشان
می بوسند. *** اینجا،
نگارگران،
چهرهپردازان با تور خط
و رنگ، در
کمینِ شکار
نگاهاند. *** نقاشان
دورهگردِ
مونمارت،
سخت در
تکاپویاند و
زودازود،
پیش پای
جهانگردان
سبز می شوند و
تردیدشان را
سکه می کنند *** در اینجا
به همراه
شعرم گویی در
جشنی بزرگ
شرکت کردهام. واژهها
میآیند و میروند هر گونه
معنایی در
سالن پندارم
دست میافشاند وه...وه...! چه
زیباست
هلهلهی
اندام زن! چه زیباست
جامههای
رنگارنگ! چه
زیباست ناخنهایِ
شکفته! چه
زیباست گونههای
رنگین! چه
زیباست
سرسینههای
برهنه! چه
زیباست گامهایی
که دامن
پوشیده است! چه
زیباست خندههای
سرخ و سفید! چه
زیباست
لُنبرهایی
که جین
پوشیده است! چه
زیباست
هنگامی که
زن، دوستِ
نگاه است و لیواناش
را همشانهی
لیوان تو
بلند می کند؛ و از پله
های واژههایش تا هر کجا
که خواست
بالا می رود! *** در
مونمارت خدایان
خود را با
مردم همرنگ
کردهاند؛ در
مونمارت شادمانی
آسوده است؛ و آزادی به هر رنگی که
بخواهد در می
آید. پاریس ۱۹
ژوئیه ۲۰۰۴ *Montmartre مونمارت،
یکی از
گردشگاههای
دلگشای
پاریس است. در
میدان
باستانی این
منطقه Place du Tertre،
که
در واقع قلب
مونمارت به
شمار می رود، نقاشان
و چهره
پردازان
آزاد، کار می
کنند. کلیسای Sacré –Coeur یکی
دیگر از بخشهای
پُرکشش و
توریستی این
منطقه است.از
گوشه و کنار
مونمارت که
روی بلندی
قرار دارد. می
توان به
پاریس،
نگاهِ
پانورامیک
یا تمامنما
انداخت.
شبهای
مونمارت،
بسیار دلانگیز
است.
|