خانه

پُل میرابو۱

 رضا فرمند

 


در گوشه‌ی میدان بارسلون

در کافه‌ی میرابو به یادت آبجویی می نوشم گیوم۲!

گارسون نمی شناسدت

و من فکر می کنم که شعر را هم چون عشق

آب می برد!

 

آب را که ژرف بخوانی، می گریی!

و عشق را همینکه به آب‌روان نشان بدهی،

تنها می شوی!

 

گیوم!

تو رفته‌ای، عشق رفته است؛

و به زودی، پُل هم خواهد رفت.

 

به عشق‌ات نمی توانم نزدیک شوم؛

به ‌آب گذران هم نمی خواهم بیندیشم

آمده‌ام که دُرودی به شعر بفرستم

به پل که می نگرم، چشم شعر تر می شود

 

گیوم!

روی پلِ میرابو

در نگاههای کنجکاو رهگذران به یادت نوشیدم!

و با نگاه‌ام، نگاه‌ات را

روی آب‌ها و منظره‌ها بوسیدم!

 

پاریس ۲۷ ژوئیه ۲۰۰۴

----------------------------------

Le Pont Mirabeau-۱

پُل میرابو یکی از سروده‌های بسیار نامی گیوم آپولینر است؛ سروده‌ای که در آن شاعر، ایستاده روی پُل، به آب گذران و عشق و زندگی می اندیشد. پل میرابو را به سبب همین شعر

شاعرانه‌ترین پل پاریس می خوانند. گفتنی است که تنها کسانی که به پاریس ادبی دلبستگی دارند به سراغ این پُل می‌روند.

 

۲- Guillaume Apollinaire (1880-1918)