خانه

بلویل

 رضا فرمند

 

 

بلویل به خیابان واژگونی می‌ماند

آدم‌های چند خیابان خاکی را گویی در کامیونی کلان بار کرده

و اینجا خالی کرده‌اند

اینجا، هر کس تلاش می‌کند که برخیزد.

*

بلویل، آکنده از لُملُمه‌ی آفریقایی‌ها،

چینی‌ها و مهاجران گمنام است

*

در خیابان‌های پلشت و پُرشیب اینجا

زندگی سربالایی می‌رود

نه! نه!

فقر، حتمن نباید نماز بخواند!

*

بلویل، منطقه‌ای‌ست که در فراموشی سکه‌ها بنا شده است

در دخمه‌ی واژه‌های مرده‌ی ویکتور هوگو

بلویل، پُر از موش های نامرئی‌ست.

*

اتاقکِ آبخانه‌ی بلویل که نخشاش‌ها احاطه‌اش کرده‌اند

به جوکی سیمانی می‌ماند

آخر کسی که پول ندارند بنوشد

پول می‌دهد که بشاشد؟

*

در پاساژ عرب‌ها، جوانان، غلیان کسالت می‌کشند

و نگاه‌اشان به هیچ دوخته ‌است.

*

شانس‌خانه‌های بلویل، پُر از بخت‌های پوچ،

پُر از چهره‌های پژمرده‌ست.

*

بر پله‌های متروی بلویل

سیاهپوستی با پوشاکِ چاک‌چاک

چون آفریقایی کوچک به پشت افتاده بود

سیاهپوستی که دهان‌ بازش خسته بود؛

دندان‌های زردش خسته بود؛

و بوی هیچ زندگی‌اش زود به نگاه می‌پیچید.

 

پاریس ۱۸ ژوئیه ۲۰۰۴

-----------------------------------------

* Bellville   بلویل، منطقه‌ی خارجی‌نشین پاریس است. بلویل منطقه‌ای بزرگ است. کارمایه‌ی من برای نوشتن این شعر پیرامون متروی بلویل و خیابان Ru du Faubourg du Temple بوده است.