|
*شهبانوی
مونپارناس |
رضا
فرمند |
|
|
کیکی Kiki،
«شهبانوی
مونپارناس»، برهنگیاش
را بر هنر
شوریدهی
قرن بیستم
گشود و
شادابیاش
را در رنگها
و واژهها
روان کرد بدون چراغ تناش
مان رِی Man Ray
تا کجا می
توانست
برود؟ * تماشای سینههایم
را یکبار به
سه فرانک
فروختم؛ و با پولش،
نان و پنیر
خریدم.» «همینکه
مادرم گفت: «دخترم
نیستی!» سبک شدم؛ رها
شدم؛ خودم
شدم» «از سخنهای
دادائیست ها
و سورئالیست
ها سر در نمی
آوردم با اینهمه،
از شنیدناشان
خسته نمی شدم» و یا «هنگامیکه
مُدل نقاش
ژاپنی
فوجیتا Fujita
می
شدم می
آمد و از
نزدیکِ
نزدیک، به
موهای سکسام
نگاه می کرد تا ببیند که
آیا آنها به
هنگام نقاشی
تکان می خورد
یا نه» * و به خاطر
همین بی پردهگویی
ها بود که
یادنامهاش تا همین
سالهای
گذشته نمی
توانست در
آمریکا چاپ
شود *** امشب، در
مونپارناس، در
تراس کافهی Dôme سخت
فشرده
نشستهام و Kiki را می بینم
که با سری که
به سختی نان
خورده است؛ از کافهای
به کافهای
می رود تا کفخوانی
کند. زیباییاش
دیگر از
گوهرهای هوسافروز،
رخشان نیست؛ و چشمانش، پر
از نگاره های
شکسته است. پاریس. ۱۷
جولای ۲۰۰۵ --------------------------- * Kiki که به «کیکیِ
مونپارناس»
یا «شهبانوی
مونپارناس»
معروف است
نام هنری
آلیس پرین Alice
prin
(۱۹۵۳- ۱۹۰۱) است. کیکی
فرزندی به
اصطلاح «نامشروع»
بود؛ او را
مادر بزرگاش
بزرگ کرد. کیکی
از چهاردهسالگلی
در پاریس به
کار مُدلی
پرداخت و
بزودی محبوتترین
مدل نقاشان و
پیکرهسازان
مونپارناس
شد.
تابلوهایی
که از او
کشیدهاند و
عکسیهایی
که مانری Man
Ray
(۱۹۶۷- ۱۸۹۰) عکاس
نامدار
آمریکايی و
یار و همراه
کیکی از او
گرفته شهرت
جهانی دارد. کیکی در
کنار کار
مدلی،
خوانندگی و
هنرپیشگی و
نقاشی هم میکرد.
او در نه
فیلم هم بازی
کرد. در
سالهای
پایانی عمرش
که معتاد شده
بود با کفخوانی
روزگار میگذراند.
چاپ یادنامهاش
Kiki’s
memoir به
سبب پارهای
بیپردهگویی
ها تا دهه
هفتاد در
آمریکا
ممنوع بود. |