خانه

عروسی فیگارو ۱

 رضا فرمند

 


امروز، در کوی باستانی تامپل Temple

از خانه‌ی شخصی بومارشه Beaumarchais دیدن کردم:

خانه‌ای بزرگ با دو حیاطِ  گشاده و چندین اتاق.

*

بومارشه چقدر باید فیگارو، سوزان، کُنت و کُنتس

و دیگر پرسوناژ‌ها را در این خانه به بازی واداشته باشد؛

پیش از آنکه آنان را به «عروسی فیگارو» بفرستد!

 

باز می‌اندشم که اگر چنین خانه‌‌ای را

به عارفان ایرانی داده بودند

آنان، بیگمان، در آن، پس از شکستن پیکره‌ها

جلسه های سماع به پا می کردند؛

و در پایان هم به جان لوئی شانزدهم دعا می کردند:

حمله‌ی مغول‌ ها که مشیت الهی باشد

حکومتِِ لوئی شانزدهم چرا نباشد؟

***

بومارشه، فیگارو را چون آینه‌ی شعله‌وری

به نهانخانه‌های فئودالیسم سُراند

اشراف‌زادگان را به عروسی‌اش فرا‌خواند

و در برابر چشم جهانیان

توپ‌های پُرسش و ریشخند را به روی‌اشان گشود:

 

شما از دماغ فیل‌افتادگان چه می اندیشید؟

در این جهان، جز زحمت زاده شدن، چه کرده‌اید

- که شایسته‌ی این همه آسایش باشید؟

و شوالیه‌گری‌های دروغین را

پرده به پرده تا ستم برهنه گشود

و سرانجام، یارش را با هشیاری

از پنجه‌های قدرت بیرون کشید.

***

می گویند:

 فیگارو بود که بعدها

در میان شورشیان پاریسی،

دست‌اش را بالا آورد و ناگهان فریاد زد: به سوی باستیل!

وآن گردبادِ سرگردان،

                             همان دم!

به سوی آن دژ روان شد.

 

پاریس ۱۹ ژوئیه ۲۰۰۵

----------------------------

۱- Le mariage de Figaro

نمایشنامه‌ی کمدی «عروسی فیگارو»، شاهکار بومارشه (۱۷۹۹-۱۷۳۲) Beaumarchais در سال ۱۷۸۴یعنی حدود ۵ سال پیش از آغاز انقلاب بزرگ فرانسه به نمایش در آمد. پاره‌ای برآن‌اند که این اثر در شتاب‌ بخشیدن به انقلاب فرانسه نقش داشته است؛ چرا که ارزش های بنیادی و پوسیده‌ی سیستم فئودالی را به چالش می کشد و از نابرابری اجتماعی خرده‌گیری می کند.
چکیده‌ی درونمایه نمایشنامه چنین است: فیگارو، که خدمتکار و سرایدار کُنت آلماویوا
Le Comte Almaviva است می خواهد با نامزدش سوزان Suzanneازدواج کند. سوزان هم کسی نیست جز سرخادمه‌ی همسر آلماویوا، کُنتس روزینا Rosina. در این میان، کنت، هوس خوابیدن با نامزد فیگار، سوزان، را می‌کند و خواست‌اش را گستاخانه به او می گوید. کُنت، گمان می برد که به آسانی می تواند به خواست‌اش دست بیابد؛ چرا که سررشته‌ی زندگی این دو خدمتکار را در دست دارد: اگر بخواهد می تواند از ازدواج‌اشان جلوگیری کند. از آن گذشته، طبق سنت دیرینه‌ی نظام فئودالی، کُنت عادت کرده است که هماغوشی با عروس زیردستان‌اش را افتتاح کند. طبق این سنت که «حق ارباب» Le droit de seigneur یا «حق شب نخست» Le droit de cuissage نام داشت، عروس، شب نخست از آنِ ارباب بود. البته هنگام عروسی فیگارو و سوزان این سنت ورافتاده بود. ولی سوزان و فیگارو می گویند که شاید ارباب می خواهد دوباره این سنت را زنده کند. کوتاه سخن آنکه سوزان، فیگارو را در جریان خواست هوسانه‌ی کُنت قرار می دهد. فیگارو که از نیت ارباب‌اش خشمگین است با تیزهوشی جبهه‌ای علیه او سازمان می دهد که یکی از اعضای آن، کُنتس، زن خود ارباب‌ است. فیگارو برای کُنت، دام می چیند و با ترفندهای فراوان او را بازی می دهد: از نامزدش می خواهد که با کُنت قرار بگذارد ولی سر قرار، کُنتس را، که خود را به شکل سوزان در آورده، می فرستد. در نتیجه، کنت نه تنها با زن خود به جای سوزان همبستر می شود دست‌اش هم پیش او رو می شود.
فیگارو در تک‌گویی هایش در نمایشنامه، از امتیازات ارثی و ناعادلانه‌ی اشرافیت به شدت انتقاد می کند.  نمایشنامه در سال ۱۷۸۰به پایان رسیده بود ولی به سبب درونمایه‌ی انتقادی آن اجازه نمایش نمی یافت. اداره‌ی سانسور و خود پادشاه، لوئی شانزدهم هم با نمایش آن مخالف بودند.
**
بومارشه از سال ۱۷۷۶-۱۸۸۲ در خیابان باستانی تامپل، شماره ۴۷
47 , Rue vieille-du-Temple می زیسته است. می گویند که «عروسی فیگارو» را اینجا نوشته است. این خانه از نوع خانه های بزرگ اعیانی ست tel particulier و هنوز به روی جهانگردان باز نیست و من شانسی و اتفاقی توانستم نگاهی به گوشه و کنار آن بیندازم.