خانه

تهران، خواهر شهرهای آزاد است

 رضا فرمند

 

   

تهران، دارد بزرگ می شود!

ترکیدن استخوان اندیشه‌اش هر سو شنیده می‌شود

تهران بزودی از همه‌ی خدایان بلندتر خواهد شد

تهران بزود هر چه خواست خواهد پوشید؛

هر چه خواست خواهد نوشید؛

و با هر که خواست دست‌افشانی خواهد کرد.

 

تهران، دارد بزرگ می شود!

و سرود آزادی را در خلوت می‌آزماید؛

واژه‌هایش را پاک می‌کند؛

و آرمان‌هایش را پاس می‌دارد.

***

پاریس، همینکه بزرگ شد

خدا، خاکسارانه پای حرف‌اش نشست

پاریس، همینکه بزرگ شد

نخوتِ کشیشان را به رودِ‌ سِن افکند

پاریس، همینکه بزرگ شد

همه‌ی شهرهای جهان فهمیدند که می‌توانند بزرگ شوند

 

تهران، از پاریس چه کم دارد؟

تهران، خواهر شهرهای آزاد است.

پاریس، زور مقدس را

با تیپایی از زندگی‌‌اش بیرون کرد

تهران چرا نتواند چنین کند؟

خنده‌ی تهران از خنده‌ی پاریس چه کم دارد؟

خوشگذرانی به ‌همه‌ی شهرها برازنده است!

 

تهران، دارد بزرگ می شود

و خدای خودسر هم به ناگزیر باید بزرگ شود

مگر نه با شهری که بالیده است چه می تواند بکند؟

با غولی که میلیون‌ها سر دارد؛

با غولی که با شش‌های آزادی نفس می کشد؛

و پوست‌اش از پُرسش می درخشد

خدای خودسر به راستی چه می تواند بکند؟

 

تهران، به شهرهای سرفراز جهان بافته می شود:

خنده‌هایش هشیارتر می‌شود!

شادی‌هایش هشیارتر می‌شود!

مستی‌هایش هشیارتر می‌شود!

 

تهران از کُمای دین دارد بیدار می‌شود

در همه‌ی بستگی‌ها به پوسته‌ی ایمان‌ِ کور نوک می‌زند؛

و شاهپر پُرسش‌هایش را یک‌یک از بستگی‌ها بیرون می‌کشد

 

پاریس، در کلمه بزرگ شد؛

و همه‌ی شهرهای سربلند نیز در کلمه بزرگ شدند!

تهران در همه‌ی سخن‌ها و پُرسش‌ها دارد بزرگ می‌شود

تهران در همه‌ی واژه‌های سانسوری دارد بزرگ می‌شود

 

تهران دارد بزرگ می شود

و اندام‌اش را در واژه‌ها راست می کند

تهران دارد زندگی‌اش را واژه واژه

از ایمان کور پس می گیرد

تهران دارد پنجره‌های خودش را می‌سازد؛

پروردگار خودش را می سازد؛

تهران دارد بزرگ می شود!

 

تهران، در پرسش‌های بارور جوانان دارد بزرگ می‌شود

در دخمه‌های ایمان، زیر حجاب‌های زور،

تهران، در هستیِ فشرده‌ی جوانان دارد بزرگ می شود

 

تهران دارد زندگی‌اش را از دخمه‌های ایمان بیرون می‌آورد

تهران دارد هَوَس‌‌اش را از گناه جدا می‌کند

تهران دارد واژه‌های دین و ایمان را

با ترازوی آزادی می سنجد

تهران دارد جهان‌اش را در هزار گوشه بازسازی می کند

تهران دارد شانه‌هایش را سبک می کند

و خدایان و پیامبران و فالبینان را

آرام آرام، روی زمین می‌گذارد

***

تهران در بطنِ هوش شگرفِ زنان دارد‌ بزرگ می شود:

زنان فرزانه‌ای که سخت‌ترین پُرسش‌ها را از خدا می کنند

و او را حسابی پُرسش‌پیچ کرده‌اند!

 

تهران دارد چرک ستبرِ گناه را

از نگاه‌اش، از خواهش‌اش پاک می کند

تهران دارد بزرگ می شود

 

تهران، دیگر از دیدن خدای خودسر در خیابان هایش خسته است

تهران، دیگر از دیدن خدای خودسر در خوابگاه‌اش به جان آمده است.

تهران، دیگر از همه سیاهی‌ها و سیاهکاری‌ها خسته است.

***

تهران، هنگامی که در زنان‌ فرهمند‌ش خوار شد

دید که باید بزرگ شود

هنگامی که دوشیزگان‌ هوشمندش

به زور، روی خطبه‌ها خواباندند، دید که باید بزرگ شود

هنگامی که زندگی‌اش را از پرویزن دین گذراندند

و آن را از شادی و آزادی تهی کردند

دید که باید بزرگ شود

هنگامی که پُرسش‌ها را از دهان‌اش ربودند؛

دانش‌ها را از کتاب‌هایش زدودند؛

و زندگی‌اش را تکه تکه کردند تا در آیه‌ها بگنجد

دید که باید بزرگ شود

هنگامیکه که زیبایی زنانش را به کرشاب‌ِ سیاه درپیچیدند

و دانش‌ و فراستِ رشک‌انگیزش‌اشان را

از کرسی‌های بلند به زیر کشیدند

دید که باید بزرگ شود

*

تهران دارد بزرگ می شد

و بزودی، پیکر غول‌آسایش را بر خواهد افراشت

تهران، بزودی زایش تازه‌ی خود را

در میدان‌های آزادی جشن خواهد گرفت

تهران، بزودی به خنده‌های مستانه‌ی زنان و مردان

و به هلهله‌ی کارناوال های شادی خو خواهد کرد

و جامه‌های سیاهش را در میدان ها شادی به آتش خواهد کشید

تهران بزودی با همه‌ی جان خواهد خندید

 

تهران بزودی به جای نگاه، سخن خواهد گفت

به جای سخن، نوازش خواهد کرد

و به جای خود‌آغوشی، هماغوشی خواهد کرد

تهران، بزودی سرسینه‌ها و پاهایش را

در هوای تابستانی به نسیم خواهد سپرد

در شبهای گرم تابستان، دوش آبجو خواهد گرفت

و جشن‌هایش را به یاری شراب و شامپانی به آسمان خواهد بُرد

تهران، بزودی به اندازه‌ی آزادی بزرگ خواهد شد.

 

پاریس ۲ اوت ۲۰۰۴