|
پیشواز شعر |
رضا فرمند |
|
|
شعر
که میآید
میخواهم با
همهی واژهها
پذیرایش شوم! * من
ایمیلهایم
را زود جواب
میدهم قبضهایم
را زود میپردازم و
واژههایم
را از سنگینی
عهدها و
پیمانها
سبُک میکنم هر
پیمان،
اندکی جای
شعر را تنگ میکند هر
انتظار،
اندکی جای
شعر را تنگ میکند * من
به کسی گیر
نمیدهم؛ و
واژههایم
را به هر
میدانی نمیفرستم هر
تنش، اندکی
جای شعر را
تنگ میکند. * در
گشودن گرههای
ساده شتاب میکنم هر
گرهِ
اندیشه، از
شتاب واژهها
میکاهد واژهها
باید آسوده
باشند تا
بتوانند هر
ناگهان شعر
را بنویسند. * شعر
که میآید
همهی واژهها
را پُر میکند شعر
که میآید
همهی واژهها
را راه میکند شعر
که میآید
همهی واژهها
را پله میکند شعر
که میآید
همهی واژهها
ر ا پَر میکند * شعر
که میآید
میخواهم با
همهی واژهها
پذیرایش شوم! ۱۶
آپریل ۲۰۰۷ |