|
استرس |
رضا فرمند |
|
|
استرس،
لحظهها را
هُل میدهد و
لحظهها چون
درهای چرخان
میایستند. *
استرس،
واژهها را
میکشد؛ گاز
میزند؛ و
حوصله را
پاره میکند * استرس،
هر پاسخی را
میشکند؛ و
از هر پُرسشی
پیش میافتد * استرس
از خودش پرت
میشود؛ و
از خودش واپس
میماند * استرس
با تکان واژهای
به زمین میافتد استرس
با تکان
صدایی برمیگردد استرس
همیشه
دلواپس است و
پشتِ واژهها
را با نگرانی
نگاه میکند * استرس،
در هماغوشی
هم پَر نمیکشد؛ و
رنگ پیراهن
هیچ جشنی با
خندهاش جور
در نمیآید * استرس،
لحظهها را
هُل میدهد و
لحظهها چون
درهای چرخان
میایستند. آپریل
۲۰۰۷ ------------- *Stress |