|
شتابهایم را دوستداشتهام |
رضا فرمند |
|
|
به
پُرسشم اگر
پَر بدهی
دوستات
خواهم داشت! * دوستات
خواهم داشت
اگر دویدن
تازهای
نشانم دهی! دوستات
خواهم داشت
اگر بالیدن
تازهای
نشانم دهی! * دوستام
بدار اگر
نتوانم فرود
آیم! دوستام
بدار اگر
شتابهایم
دیوانه است! * در
تنهامان
همدیگر را
دوست بداریم در
واژههامان
همدیگر را
دوست بداریم در
آرمانهایم
همدیگر را
دوست
بداریم در
دویدنهامان
همدیگر را
دوست بداریم * من
در جستجوی
واژههای
بزرگ زمانم؛
چرا نباشم؟ من
چنان پرت شدهام
که جز به اوج
نمیتوانم
بیفتم! * من
به آرامش تو
حسرت نمیبرم من
همیشه شتابهایم
را دوست
داشتهام * من
با شعرم
پُرسشها را
باز میکنم؛ و
پاسخهای
سرکش را اوج
میدهم. * شعر
از خوشیها
سبُکبالتر
است! شعر
از هماغوشیها
کهرباییتر
است! * شعر
همیشه پشتِ
قفلها درنگ
میکند شعر
همیشه پشتِ
بستگیها
درنگ میکند * به
شتابم اگر
بیفزایی
دوستات
خواهم داشت! به
پُرسشم اگر
پَر بدهی
دوستات
خواهم داشت! ژانویه،
۲۰۰۸
|