|
من
وقتم تنهاست! |
||
|
من
وقتم خسته
است! من
وقتم
خودخواه است
میپذیرم! * من
وقتم خسته
است! من
وقتم در چشم و
گوش و هوشم همیشه
کِشت میشود * من
وقتم همنشین
سفر، من
وقتم همنشین
شعر، من
وقتم سرشار
شتابهای
آرام است. * هرچه
شتابانتر
شوی تنهاتر
میشوی! هرچه
پرندهتر
شوی تنهاتر
میشوی! * من
شادابیهای
وقتم را با
شعر میمَکم؛
و
بازماندههایش
را در بازار
نان میفروشم. من
وقتم را میدوانم
و
با هر که
همپایاش
دوید آبجویی
مینوشم * من
وقتم تنهاست! من
وقتم خسته
است! من
وقتم
خودخواه است
میپذیرم! * من
وقتم اما
وقتِ کسی
نیست! ۲۴
آپریل ۲۰۰۷
|