|
دستهای خالیام را |
رضا فرمند |
|
|
دستهای خالیام را به مرگ نشان میدهم چنانکه بلیطی را به کاردار قطاری و آهسته از کنارم رد میشود * به موسیقی آشنای قطار گوش میکنم و چشمانام پُر از شتاب منظرههاست. * حوصله که پُر شد هر پیشامدی روی میدهد حوصله را زود زود باید خالی کنی. * کمربندِ «توانستن» را نباید سفت ببندی توانستن با «نتوانستن» همراه است * هرچه دوستتر داشته باشی وحشیتر میشوی؛ رهاتر میشوی! * لحظهها را نباید هُل داد میایستند! پُرسشها را نباید هُل داد سخت میشوند! * دستهای خالیام را به مرگ نشان میدهم چنانکه بلیطی را به کاردار قطاری و آهسته از کنارم رد میشود
۱۷ آپریل ۲۰۰۷ ---------------------------------------- کاردار. مأمور کنترل بلیط
۱۱- ۱۲- ۲۰۱۰ |