|
از
شعر حرف بزن |
رضا فرمند |
|
|
از
شعر حرف بزن شعری
که زن را در
خود آب کرده
است شعری
که پُرسش را
در خود آب
کرده است شعری
که پُر پَر
است * از
شعر حرف بزن! شعری
که شاهکارها
را دویده است شعری
که اوجها را
مکیده است شعری
که زنده است * از
شعر حرف بزن! شعری
که خوب میداند
کدام
واژه را
بردارد تا
فوّارهای
را رها کند شعری
که خوب میداند
کدام
واژه را با
کدام واژه
بیامیزد تا
چشماندازی
را هویدا شود * از
شعر حرف بزن! شعری
که نمیتوان
واژههایش
را از راه جدا
کرد شعری
که نمیتوان
واژههایش
را از اوج جدا
کرد شعری
که تپشهایش
از نشنیدنها
پُرطنینتر
است. * از
شعر حرف بزن: شعری
که همپَر
شتاب است؛ و
پویاییاش
هر عادتی را
تنگ میکند * از
شعر حرف بزن! مارس
۲۰۰۷ |