|
*نگینه
های شعر
ماندلشتایم |
||
|
* نمی
توانم بی
تغییر دادن
شکل دهانم
دروغ بگویم (همان) * گفتن
نامت سختتر
از برداشتن
یک سنگ است تنها
یک اندیشه در
روی زمین
برایم باقی
است، اندیشهی
طلا: حمل
سنگینی زمان...
(ظرافت و
سنگینی) * سکوت
در اتاق سفید
مثل یک چرخ نخریسی
است (یک رشته) * و
اولیس با ترک
کشتیاش که
بادبانهای
آن خستهاند سرشار
از فضا و زمان
باز می گردد (یک
رشته) * قرن
من، ای ددِ
من، چه کسی می
تواند به
عمق
مردمکهایت
خیره شود؟ چه
کسی با خونش مهره
های پشتِ دو
قرن را می
چسباند (قرن) * برای
گرفتن زندگی
از آهنها برای
آغاز کردن
جهان نوین باید
با فلوتی مفاصل
گرهدار
روزها را بهم
پیوست (همان) * پطرزبورگ!
هنوز نمی
خواهم بمیرم. شماره
تلفنهایم
در اختیار
توست. پطرزبورگ!
برای یافتن
صدای مردگان هنوز
آدرسها را
دارم... و
در تمام طول
شب با
جنباندن
زنجیرهای
آهنی بر در منتظر
مهمانان
عزیزم هستم (لنینگراد) *
Mandelstam
(۱۹۳۸-
۱۸۹۱) -------------------------------------- برگرفته
از: ده
شاعر نامدار
قرن بیستم.
نشر مرغامین.
۱۳۷۲ ترجمه:
حشمت جزنی
|