خانه

گزینه از نگینه های هایکو

 
 


 
سوکان (۱۴۵۸- ۱۵۴۱)

 

دست به زمین می زند غوک

به احترام می خواند

شعرش را

 

موری تاگه (۱۴۷۲- ۱۵۴۹)

 

گلبرگ فرو افتاده آیا

به شاخه‌ی خویش باز تواند جست؟

نه، پروانه‌ای بود آن.

 

رای زن ( ۱۶۵۴- ۱۷۱۴)

 

زنان شالیکار

همه‌چیزشان، لچر

مگر آوازشان.

 

باشو (۱۶۴۴- ۱۶۹۴)

 

برکه‌ی کهن، آه!

جهیدن غوکی.-

صدای آب

*

چه ستودنی است آنکو که نیاندیشد

که زندگی گذراست

به هنگام برجهیدن آذرخش.

*

رودِ مرگامی جاروب می کند

خورشید سوزان را

به اقیانوس.

 

سورا (۱۶۴۹- ۱۷۱۰)

 

به هنگام وداع

بگذار که با آب دوست باشم

همچون ماه.

 

چی‌یو- جو (۱۷۰۱- ۱۷۷۷۵) (شاعره)

 

مهتاب تابستانی

لمس می کند

نخ ماهیگری را!

*

 

تای ‌گی

 

با نگهبان پُل سخن می گفتم

خداحافظی را

خیره در ماه نگریستم.

 

ایسا (۱۷۶۴- ۱۸۲۷)

 

دهاتی بی دست و پا

مردمان چنینم می خوانند؛

چه سرد است آن.

*

هم‌اکنون بپرس، هم‌اکنون بپرس!

چنین می گوید شبنم،

و می غلتد و می گذرد.

*

حشرات مگریید!

عاشقان را، حتی ستارگان را،

به جدائی گردن می باید نهاد

 

واتسو جین (۱۷۵۸- ۱۸۳۶)

 

شکوفه های گیلاس

جهان را به تمامی

به زیر درختان می کشاند

 

فوکیو (۱۹۰۳- ۱۹۳۰)

 

گل نرگس

بر ساقه‌ی خویش ایستاده

همچون آینه‌ای کهنه

 

کیوشی (۱۸۷۲-۱۹۵۹)

 

مار خزید و رفت

اما چشمانی که در من خیره شده بود

در علف باقی ماند

 

کی جو ( ۱۸۶۷- ۱۹۳۸)

 

مردی که کشتزار را شخم می زند

گوش به سوی زنی پیش می آورد

ستاره‌ای نورش را بر آن دو می پاشد.

---------------------------------

برگرفته از:

هایکو. انتشارات مازیار. تهران، ۱۳۶۱

احمد شاملو، ع. پاشائی