|
نگینه
های شعر غادة
السمّان |
||
|
در
بند کردن
رنگینکمان: به
تو تکیه کردهام و
از درخت تنت شاخههای
مهربانی مرا
دربر گرفتهاند
(دو جمجمه با
یک گلوله) * مباد
که به تو
اعتماد کنم: آنگاه
که دستانم را
فشردی ترسیدم
مبادا که
انگشتام را
بدزدی و
چون بر دهانم
بوسه زدی دندانهایم
را شمردم! (گواهی
می دهم بر
ترسهایم) * دوستت
می دارم اما
خوش ندارم که
مرا دربند
کنی بدانسان
که رود خوش
ندارد در
نقطهای
واحد، از
بسترش اسیر
شود (در بند
کردن رنگینکمان) * از
آنرو که
براستی
دوستت دارم ما،
در همان
رودخانه،
دیگربار آببازی
خواهیم کرد (در
بند کردن
لحظهی
هراسها) * تو
سهل و ممتنعی... چون
چشمه که به
دست نمی آیی مگر
آنگاه که
روان شود(سهل
و ممتنع) * برای
تو چونان صدف
می گشایم و
رویاهای تو
با من به لقاح
می نشینند و
مروارید
سیاه و بیتای
تو را بارور
می شوم * ما
باید که
پرواز کنیم
چون دو خط
موازی با
هم، که به هم
نمی پیوندند که
نیز از
یکدیگر دور
نمی شوند و
عشق، همین
است. (عشق دو
خط موازی) ------------------------------------------ برگرفته
از: در
بند کردن
رنگینکمان.
گزینهی
اشعار، نشر
نقره، ۱۳۶۸ گزینش
و ترجمه:
عبدالحسین
فرزاد
|