|
نگینه
های شعر محمد
زهری |
||
|
شبنامه
( چاپ اول ۱۳۴۷) شبی
از شبها: یاد
من –پاورچین
پاورچین- از
در خانه برون
رفت. و
ندانستم کی
باز آمد، و
کجا بود آنقدر
بو بردم که
تنش بوی
دلاویز تو را
با خود داشت. * شبی
از شبها: کرم
ابریشم از
چلهی پیله
برخاست. باز
دنیا، دنیا
بود. برگی
و برگی و برگی. لیک
او دیگر بال
پروازی با
خود داشت. * تا
شکوفهی
سپیدِ سیب، تازیانهای
به دست باد
دید ریخت نازنین،
چه زود رنجه
می شود. ************* من
نوشتم از
راست تو
نوشتی از چپ وسطِ
سطر رسیدیم
به هم. (مشت در
جیب، ت.ت.ش.ن) * غروب
غربت آه
(همان) --------------------------------------------------- برگرفته
از: شبنامه.
سازمان
انتشارات
اشرفی، چاپ
سوم ۲۵۳۷ مشتِ
در جیب.
انتشارات
اشرفی، ۱۳۵۱ تاریخ
تحلیلی شعر
نو. به کوشش
شمس لنگرودی
|