|
نگینههای
شعر فرخ
تمیمی |
||
|
زیر
دستم آمد و
بگریخت! (قصهی
ساحل،
سرزمین پاک) * سرشانههای
خسته و
افسردهام گرمی
گرفت از شنل
زرد آفتاب (شنل
آفتاب، از
سرزمین آینه
و سنگ) * مرگ
رستم چیزی کم
دارد! (پدر،
تازهها) ----------------------- برگرفته
از: سایت شاعر
|