|
نگینه
های شعر
طاهره
صفارزاده |
||
|
سپور
صبح مرا دید که
گیسوان درهم
و خیسم را ز
پلکان رود می
آوردم سپیده
ناپیدا بود (سفر
عاشقانه، ده
شب) * رفتن
به راه می
پیوندد ماندن
به رکود (سفر
عاشقانه، ده
شب) * شکل
نهفتهی گل،
دانه است شکل
نهفتهی
ترس، نیاز (سفر
عاشقانه، ده
شب) * من
فضای گذر
توپهای
سنگین هستم. (شیرها
که با توپهای
نقره بازی می
کنند، هزار و
یک شعر) ------------------------- برگرفته
از: ده شب هزار
و یک شعر
|