|
نگینه
های شعر
احسان طبری |
||
|
از
میان ریگها و
الماسها می
گذرد (از
میان ریگها و
الماسها) * فیروزه
ها از ظلمت
معدن می
گریزند! (همان) * اعجاز،
فرزند باور
است و
مغناطیس خود
را از
رگهی تلاش
ها بر می مکد * جنون
قهرمانان،
عین عقل
زندگی باشد! * کارگاهِ
آدمیست این
زمین... بر
این زمین،
عبث مرو بیافرین!
بیافرین! (زمین) * چه
هستی شگفتیست
آدمیزاد! برگرفته
از: از
میان ریگها و
الماس ها |