|
نگینههای
شعر علیرضا
طبایی |
||
|
(شاید
گناه از عینک
من باشد،
وبلاگ شاعر) * این
خاک، پارهای
ز بهشت است... بر
چهرهاش،
هنوز پس از سیقرن جای
پای خشکسالی
و نقش دروغ و
فقر زشت
است (همان) * دوستت
میدارم! آنقدر
نارساست که
حتی گویای
لحظهی
کوتاهی از
لحظههای
خواستن من
نیست! (شهر
هشتمین،
همان) * دریادلان...!
میخواهم فرزندی
از تبار شما
باشم! (با
دودمان خونی
پرواز، همان) --------------------------- برگرفته
از: وبلاگ
شاعر
|