|
نگینههای شعر سارا سیامکی |
||
|
راوی ریل است؛ و من اتفاقی خفته در شکم این قطار ( آغوش من کوه میزاید، مانیها) * نرگس جوانهها از انگشتانام سرزدهاند تا لحظاتی دیگر سبزی تمام تنام را میپوشاند (همان) * آغوش من کوه میزاید دستم نمیرسد به شانههای طفلم؛ البرزی شده! (آغوشم کوه میزاید، همان) ------------------- از مجموعهی شعر « آغوش من کوه میزاید» برگرفته از: مانیها
|