|
نگینه
های شعر
کامیار
شاپور |
||
|
من پیادهروهای خیس را تا آنسوی شعر دنبال میکنم و بر نیمکت های سبز میان راه می نشینم و می گریم (تا آنسوی شهر، هفتاد سال عاشقانه) * تو میان تپهها خانهای داری خانهای پر از شراب و هماغوشی و مرگ (همان) * پائیز، برهنگیات را دوست دارد! (همان) ----------------------- از «اتاقی در حومهها» برگرفته از: هفتاد سال عاشقانه
|