|
مهرانگیز
رساپور- پگاه |
||
|
دلم
می خواهد گوشی
تلفن را
بردارم و
شمارهای
بگیرم که
همهی خانه
های جهان
زنگ بزند.(
پرنده دیگر،
نه) * چقدر
زن بودن خوب
است! آنگاه
که زن هم
طلائی حرف می
زند، هم
بنفش. (و این
سخن حقیقت
است) *
شب
آمده تا
گلویم ( پشت به
خود، همان) *
افق،
گرد شد، کوچک
شد نشست
بر سرم تاج
هوائی شد (چیز
دیگری را حس
کن) * من
واکسن ضد
تاریکی می
سازم (با من...؟) * من
آب می تراشم آب
تیز می کنم و
بر شعله، شعر
حک می کنم (همان) * و
چشم ها برای
سرزنش من به
سرعت تولید
مثل می کنند (بنای
بارانی) * «
دیگر چه
رابطهای این
باغچه گل می
کُشد» (حرفهایی
به ضخامت ظهر) * یک
ماهی هم پیدا
می شود که
آب را پس بزند!
(کاش قلاب
صدایی...) --------------------- ساکن
یک گلدانم جای
ریشه هایم
تنگ! (تب و
لرز، ایران
امروز) --------------------- برگرفته
از: پرنده
دیگر، نه. نشر
نیما، ۲۰۰۰ ایران
امروز
|