|
مهرانگیز
رساپور- پگاه |
||
|
دلم می خواهد گوشی تلفن را بردارم و شمارهای بگیرم که همهی خانه های جهان زنگ بزند.( پرنده دیگر، نه) * چقدر زن بودن خوب است! آنگاه که زن هم طلائی حرف می زند، هم بنفش. (و این سخن حقیقت است) * شب آمده تا گلویم ( پشت به خود، همان) * افق، گرد شد، کوچک شد نشست بر سرم تاج هوائی شد (چیز دیگری را حس کن) * من واکسن ضد تاریکی می سازم (با من...؟) * من آب می تراشم آب تیز می کنم و بر شعله، شعر حک می کنم (همان) * و چشم ها برای سرزنش من به سرعت تولید مثل می کنند (بنای بارانی) * « دیگر چه رابطهای این باغچه گل می کُشد» (حرفهایی به ضخامت ظهر) * یک ماهی هم پیدا می شود که آب را پس بزند! (کاش قلاب صدایی...) *
آتش میزنید کتابها را --------------------- برگرفته از: پرنده دیگر، نه. ایران امروز، عصر نو
|