|
نگینه
های شعر نصرت
رحمانی |
||
|
ترمه
(چاپ اول: ۱۳۳۶) هرچه
دیدم از تو
دیدم از تو ای
دریای من ای
شعر! ای
دریغا دوستت
دارم باز
هم
میخواهمت،
دریا (پرندهای
گریان) میعاد
در لجن
(چاپ اول: ۱۳۴۶) ماهیان
می دانند عمق
هر حوض به
اندازهی
دست گربه است (تبعید
در هفت چنبر
زنجیر) * چه
دردناک شبی
بود... فضا
برادهی آهن ستاره
لکهی خون
بود.(شب درد) * عشق
یادگاری
است که در
خاطره هاست (بازی
با کلمات) حریق
باد
(چاپ اول: ۱۳۴۹) به
آب بوسه زدی خنده
در شکاف لب آب
گشت، جاری
گشت * بعد
از رسیدن ها گامی
دگر باقی ست (از
نقطه تا خط،) * زن
در کنار زن آئینه
روی آینه
خوابید (زن در
کنار زن) شمیشیر
معشوقهی
قلم
(چاپ نخست:
۱۳۶۸) عشق،
این کلید
طلائی در
قفل مرگ نمی
گردد (آینه ۵۸) * بر
کفِ دستم
نگاه کن پنجاه
و هشت سال
پریشانی (همان) * پرواز،
بی هیچ علتی
در بالهای
عقاب است (همان) * کلمات
را چون سقز
بیهوده سق
زدیم هیچ
نفهمیدیم. (
همان) * «نیما»
یادش بخیر دست
مرا گرفت به
کهکشان
معرفیام
کرد (همان) پیاله
دور دگر زد
(چاپ اول: ۱۳۶۹) دستم
چه کند پیش می
رود، انگار هر
شعر باکرهای
را نوشتهام (انهدام) * بر
سنگ گور من
بنویسید یک
جنگجو که
نجنگید آما...،
شکست خورد (همان) * بنگر
چگونه دست
تکان می دهم گویی
مرا برای
وداع آفریدهاند
(پیاله دور
دگر زد) * لیلی
بی مرز
عشقبازی کن بی
خط و خال باش با
من بیا که
خوبترینم با
من که شعرم ...شعرم...شعرم
(من آبروی
عشقم) * لیلی
با
من بودن خوب
است من
می سرایمت. (من
آبروی عشقم) ---------------------------------- لنگِ
گلیرنگ را
گره بسرین زد ساق
چو مرمر درون
حوضچه
بگذاشت عاج
دو پستان او
به لرزه در
آمد «مشربه»
را از سر «سکوی»
چو بر داشت قامتِ
موزون در آب
گرم نهان کرد دست
به نرمی کشید
بر سر و سینه «لنگ»
بینداخت
هرچه بود
عیان کرد چون
بدر آمد ز پله
های خزینه (حمام،
طلا در مس) -------------------------------- بیوه
سیاه (چاپ
نخست، ۱۳۸۱)
سهراب،
زیر سایهی
خود بود سهراب
بود! (در مشرق
پیاله) ------------------------------ برگرفته
از: آوازی
درفرجام،
کارنامهی
نصرت رحمانی.
انتشارات
علمی، ۱۳۷۴ بیوه
سیاه.
انتشارات
نگاه، ۱۳۸۱ طلا
در مس. رضا
براهنی |