|
نگینه
های شعر حمید
رضا رحیمی |
||
|
که
با آینه حرف
می زند (یک ربع
به ویرانی) * بر
شعرم مدام
تصویر می چکد (فکر
گمشده) * آینه
هم، این چند
ساله به
راستی که
چقدر پیر شده
است! (با آینه) * از
ذهن شلوغ
زندگی پاک می
شویم (در
تاریکی) * زنی
در بافتنی
خود پرندهای
را از قفس
آزاد می کند (هایم) * راه
رفتنش یاد
آور آهوانیست که
هرگز بیم
صیاد نداشتهاند
(مقایسه) * سرطان
فکر گرفتهام
انگار (از
ويژهی شعر) ---------------------------- برگرفته
از: سایت شاعر
|