|
نگینه
های شعر
گراناز
موسوی |
||
|
نمی
دانند که
دیگر ماهی
شدهام و
رودخانهات
از من گذشتهاست.
(پا برهنه تا
صبج، وبلاگ
سارا) * نمی
خواهم
بیابان های
جهان را به تن
کنم. (همان) * به
کوچه باید
رفت اینهمه
آسمان به
پنجره جا نمی
شود. (همان) * می
خواهم در
جنوبیترین
جای روحت
آفتاب بگیرم (همان) * ماهیانِ
بی گذرنامه
هم رفتند و
دریایی شور
به جا ماند. (نامه
به مردی که
نمی شناسم) * کاش
به ما کسی
گفته بود که
ماه پشتِ
درهای بسته
می میرد. (همان) * ولم
کنید! اصلا
با بوتهی
تمشک می
خوابم و از رو
نمی روم (فرودگاه) * چرا
همیشه زنی را
نشانه می
گیرید که
قلبی را به
پیراهنش
سنجاق کرده
است؟ (همان) * از
ما چه مانده
است جز
سایه هایی که
گل های ملافه
را آب می دهد؟
(آنکه گفت آری) --------------------------------------------- همهی
نگینه ها از «وبلاگ
سارا» گرفته
شده است. «وبلاگ
سارا» هم شعر
ها را از سه
مجموعه زیر
نقل کرده است: آوازهای
زن بی اجازه خط
خطی روی شب پابرهنه
تا صبح
|