|
نگینه
های شعر
فریدون
مشیری |
||
|
همه
تن چشم شدم
خیره بدنبال
تو گشتم شوق
دیدار تو
لبریز شد از
جام وجودم شدم
آن عاشق
دیوانه که
بودم. (کوچه،
همان) * تو
همه راز جهان
ریخته در چشم
سیاهت من
همه، محو
تماشای
نگاهت. (همان) * بی
تو اما به چه
حالی من از آن
کوچه گذشتم (همان) * بهارم،
دخترم از
خواب برخیز شکرخندی
بزن، شوری
برانگیز (کبود،
گناه دریا) * بهارم،
دخترم، دست
طیبعت... بهاری
از تو زیباتر
نیارد. (همان) ----------------- از
سایت شاعر تاریخ
تحلیلی شعر
نو
|