|
نگینه
های شعر حمید
مصدق |
||
منظومهء
آبی،
خاکستر،
سیاه
چه
کسی می خواهد من
و تو ما نشویم خانهاش
ویران باد! من
اگر ما نشوم،
تنهایم تو
اگر ما نشوی،
خویشتنی * من
اگر برخیزم تو
اگر برخیزی همه
برمی خیزند من
اگر بنشینم تو
اگر بنشینی چه
کسی برخیزد؟ * رود
باید شد و رفت * آشیان
تهی دستِ مرا مرغ
دستان تو پُر
می سازد در
رهگذار باد
گاهی
سکوت، واژهی
گویاییست * چشمت
شراب خُلّر
شیراز که
هر چه مرد را مدهوش
می کند (۲۶) * زیبایی
عجیب تو
معیار تازهایست
(۲۸) * ای
خوابرفتگان از
پشتِ پلکتان
بتکانید گرد
قرون مانده
به مژگان را (۳۸) ---------------------------------- برگرفته
از: دو
منظومه. آبی،
خاکستر،
سیاه و
رهگذار باد نشر
کانون، ۱۳۷۷
|