|
نگینههای شعر سارا محمدی اردهالی |
||
|
سوت میکشد در سرم یک الله به اکبر نمیرسد (اذان نیمهشب، پاگرد) * دلم زندگی میخواهد یک ملاقات غیر قابل چاپ (نمایشگاه کتاب، پاگرد) * حال مرا میخواهی؟ از حولهات بپرس که چگونه مرا در آغوش میگیرد؛ وقتی که نیستی! (حال ساده، پاگرد) * اگر این شعر حرف نمیزند... اگر این شعر درد دارد
اگر این شعر لنگ میزند (این شعر، سایت شاعر) * هماکنون
فرداست! (رنگها
نبودهاند) * گرسنه،
زخمی و خسته،
سمت من آمد نان
شدم و دستهای
زمختش را
نوازش کردم گفت:
تو روسپی
هستی! (النگو) * با
بچه ها حرف
زدن مثل
با ستاره ها
حرف زدن است (بگو
حلزون) * تو
از شعر می
ترسی! تو
نثری، با
نقطه ها و
ویرگولهای
محکم و به
موقع ویرایش
شده رهایم
کن! (فاصله) * مردانگیات
را در تاریکی
ها جشن می
گیرم! * از
اینهمه... بدنم
را دوست دارم آرامم
می کند (بدن
بودن) * عشق،
عبور از
مرزهاست! (همان) ----------------------------- برگرفته
از: وبلاگ
شاعر «پاگرد» |