|
نگینه
های شعر محمد
مختاری |
||
|
اندامم
را به دشواری
به یاد می
آورم نامم
چه بود؟ اینجا
کجاست؟ * سیب
گلویم را
انگار چیزی
می خواسته
است له کند له
کرده است؟ (همان) * انگار
چشمهایم آنجا
به روی سیم
های خاردار
پرتاب شده
است (همان) * گودال
ها چه زود پر
شد از ما که
از طناب ها و
آمبولانس ها
یکدیگر را
پائین می
آوریم (همان) * کاش
آن چنان به
اشیاء نزدیک
می شدیم که
سایه هاشان
را گم می
کردند (هزاره
های البرز،
منظومهی
ایرانی) -------------------------------------- برگرفته
از: سایت شعر منظومهی
ایرانی.
انتشارات
علمی، ؟
|