خانه

نگینه های شعر مهتاب قدیانی

 
 


شوکران (چاپ نخست، ۱۳۸۵)

   

مساجد

از تن تبدار مردان فلسفی

گر گرفته‌اند. (معما)

*

یخچالم،

پر از ناامیدی است

و کیف پولم،

پر از دلواپسی (خرقه‌ی تنهایی)

*

کرکسی پیر...

پرواز را نشانم می داد

پرسیدم: فرومایگی، آئین ندارد؟ (خدایان گرسنه)

*

عده‌ای اوباش

کنار کاخ دادگستری می ایستند

تا بگویم به تو تمکین می کنم ( تمکین)

-----------------------------------------

شوکران. ۱۳۸۵

 

برگرفته از: نشریه‌ی الکترونیک مانی‌ها