|
نگینه
های شعر
مهتاب
قدیانی |
||
|
مساجد
از
تن تبدار
مردان فلسفی گر
گرفتهاند. (معما) * یخچالم،
پر
از ناامیدی
است و
کیف پولم، پر
از دلواپسی (خرقهی
تنهایی) * کرکسی
پیر... پرواز
را نشانم می
داد پرسیدم:
فرومایگی،
آئین ندارد؟ (خدایان
گرسنه) * عدهای
اوباش کنار
کاخ
دادگستری می
ایستند تا
بگویم به تو
تمکین می کنم (
تمکین) ----------------------------------------- شوکران.
۱۳۸۵ برگرفته
از: نشریهی
الکترونیک
مانیها |