خانه

نگینه های شعر محمود فلکی

 
 

 

واژگان تاریک ( ۱۳۷۳)

 

غبار واژگان را بشوییم

تا زیبایی حقیقت پیدا شود (پوستِ واژه)

*

نوروز امسال

دیوار اتاقم را

به رنگِ چشمانت خواهم کرد. (عاشقانه ها، واژگان تاریک)

------------------

دستمال کاغذی آمیخته به انتهای هماغوشی

(از کردن لذت نمی بری؟) (آشغالدانی، انهدوانا)

*

صبح که بیدار شدم

دیدم که شعرم دارد با همه چیز آشتی می کند (آشتی، همان)

*

شعر، همیشه از شاعر جلو می زند (همان)

-------------------

در خیابان سیزده‌سالگی تمام زنان جهان دراز می کشم

(رویای من، شهروند)

*

به سوی اسبهایی که خیال می کنند بال دارند

شلیک می کنند (دیکتاتورها، همان)

------------------------

برگرفته از:

واژگان تاریک. چاپخانه‌ی علامه طباطبایی، ۱۳۷۳

کتاب شعر انهدوانا، شهروند