|
نگینه
های شعر
ناهید کبیری |
||
|
این باغ را که با میخ به گوشهی دیوار کوبیدهاند نقشهی جغرافیای سرزمین من است (انار و شکوفه و زیتوت، دوشنبه) * آقا اجازه هست باز کنم پنجرهام را؟... آقا اجازه هست به همسایهام بگویم سلام؟ (رخصت) * آقا اجازه هست از نخ و سوزن، رخت و اتو، اجاق و سماور، بپرهیزم... و با شعر و شعور لحظه های دور درآمیزم؟ (همان) * آقا اجازه هست بگویم که: یاسای تو خطاست؛ و این عدل، نارواست؟ (همان)
----------------------------- |