|
نگینه
های شعر منظر
حسینی |
||
|
ناگهان
دستم گربهای
را بر روی
نقشهی
جغرافیای
جهان نوازش
می کرد. ( شعر
۳۱، تکرار) * ديشب،
در
فضای سرد و
سفيد مريضخانه مجنونی
در پس پنجره با
چشمان وحشی
سرشار از
نگاه به
عريانی
درختان کوچه و
نظم اتفاقی
شهر که
ديگر از آن
سهمی نداشت می
نگريست ( شعر
۸، تکرار) * مانندِ
آخرین انسان در
آخرین روز
زمین عشق می
ورزم (مانندِ
آخرین انسان...،
تکرا) * بر
ستون مرمرین
الفبا تکیه
زدم تا
سقوط نکنم. (روز سوم و چهارم، بیست و یک روز) * آمدهام
تا سایهی
سنگین صلح را
به دوش کشم! (بنویسید،
عصر نو) * در
تهران نجابت
لکهدار مرا
هر روز کر
میدهند و به
بند میآویزند
(هرجایی،
اخبار روز) ------------------ برگرفته
از: تکرار.
آریابان،
تهران، ۱۳۸۰ رقص
کولیوش.
انتشارات
پیام مولف،
کپنهاک،
۲۰۰۲ بیست
و یک روز.
اخبار روز
|