|
نگینههای
شعر یغما
گلرویی |
||
|
نباید
از سنگینی
چکمههاتون
گله میکردیم. (زمزمههای
یک اعدامی،
ما را ببخشین
آقای
دیکتاتور) * دکارت
هرچه میخواهد
بگوید من
خواب میبینم
پس
هستم! (هنوز
هم به خدا!،
مگر تو با ما
بودی؟) ------------------------------------------ برگرفته
از: سایت شاعر
|