|
نگینه
های شعر علی
قلیچخانی |
||
|
که
قرن ها جادو
در آن حل شده
بود ساحرانه مرا
از دنیایی
بهشتآسا
بیرون کشید (شاخکهای ویران،
قفس نامحدود
من) * دریا،
تمامی
معنایش را در
من می ریخت! (تولد،
همان) ----------------------- برگرفته
از: تاریخ
تحلیلی شعر
نو |