|
نگینه
های شعر لیلی
فرجامی |
||
|
من
حتمأ دختر
بدی بودهام چرا
که دختران
بد، پا
برهنه روی
خارها دنبال
اسبهای نقرهای
ماه می دوند و
آخ نمی گویند. (اعترافنامهی
دختران بد) * مادرم
سکوت می کند مادرم
می داند که من
روانیام و
روی پُلهای
نامرئی راه
می روم (بزرگ
در الفبائی
کوچک) * سوزنی
تیز روی صفحهی
وجدانم گیر
کرده است * کوکم
کنی، عروسکت
می شوم (واسهی
عشقم) * ما
به گورها و
گداها و
امامها و
دامها پناه
بردیم (سهگانهی
لیلا) * من
فرزند نسل
مهاجر تبعید
پوست
گوسفندم
- به دباغخانه
ها ماشینی (شکاف) * صدای
اذان را فشنگها
به آوازهای
سکتهدار
غریبی مبدل
می کنند (نامههایی
از جهنم،
طومار) * نوک
سینههایم
را که در دهسالگی
ورم کرده تیر
میکشیدند در
آینه میدیدم
و فکر میکردم
که حتمن
خواهم مرد (یک-بار-مصرف،
اعترافنامهی
دختران بد) -------------- برگرفته
از: سایت «ایرانیان» طومار،
اعرافنامهی
دختران بد
|