|
*نگینه
های شعر
سرگئی یسنین |
||
|
مانند
شمعهای بزرگ
بپا ایستادهاند
(؟) * در
شبانگاهی
سبز، زیر
پنجره با
آستین
پیراهنم خود
را به دار
خواهم زد (همان) * بدون
کمترین آداب
مذهبی زیر
زوزه های
سگان دفن
خواهم شد (همان) * ماده
گاو، سخت
فرسوده،
دندان ریخته پیچ
و تاب سالها
بر شاخهایش و
آزرده از
چوپان خشن در
چراگاههای
اطراف می چرد
... آه
کودکش-
نخستین مایهی
سرورش- را از
او گرفتند، و
پوستش بر
میخی چوبی،
زیر سپیداری تاب
می خورد. (مادهگاو) * غروب
ساکت روی
برکه چون
قوئی
ارغوانی شنا
می کند (؟) * سرمای
شبانهی
کشتزارها چون
ردایی کبود
باز می شود (همان) * در
سخنانت
آسمان است و
ترانه (اوچار Otchar) * خورشید
را در دستانم چون
یک دستهجو
سیاه می آورم...(بخشی
از یک شعر) * غم
حیوانی
شعرهایم را با
گل و پونه
پروراندهام
(ولگرد) * در
شن و خاک
آوازهایم
فرو رفتهام (ولگرد) * من
به هر گاو که
در پیش دکان
قصاب نظری
می کنم از دور
سلامی دارم. (اعتراف
یک ولگرد) * خواهرانم
ماده سگها و
برادانم
سگها، من
نیز همانند
شما از
انسانها
رانده شدهام
(همان) * تنها
با شکستن
سنتهاست که
می توانم
درین زمین
بزیم (۱۹۲۲/۲) * هنوز
سالهای
پرواز کرده در
شب به من
نزدیکند (۱۹۲۴) * در
خراسان
درهایی هست که
من آنها را
نتوانستم
بگشایم (مضمون
ایرانی) * در
این زندگی
مردن چندان
تازگی ندارد و
زیستن نیز
دیگر چیز
تازهای
نیست (۲۷
دسامبر ۱۹۲۶
پطرزبورگ) *
Serge Essénine (۱۹۲۵-
۱۸۹۵) ---------------------------------------- برگرفته
از: ده
شاعر نامدار
قرن بیستم.
نشر مرغامین.
۱۳۷۲ ترجمه:
حشمت جزنی
|