نگینههای شعر آزاده دواچی |
||
|
از لای دریچهها برمیدارم و میروم (شعر۲، رندان) * دو کبوتر در مردمکم پَرپَر میزنند... باید خودم را به تو نشان دهم (شعر۳، همان) * باور نمیکنم که هویتات همین بیضههای طلایی باشند که مدام به سویام میآیند (حرفهایم، وبلاگ شاعر) * شب را که از پشتم بیرون زده از حاشیهی دوربینات حذف کن (؟، روز) ---------------------------- برگرفته از: وبلاگ شاعر، رندان
|