|
درنگهایی
پیرامون
نگینه های
شعر مدرن
فارسی |
رضا
فرمند |
|
|
* کار نگینهچینی
من ادامه
دارد. تلاش من
این است که
بهترین
نگینههای
شعر مدرن
امروز را گرد
آورم. اینست
که شاید
نگینه های
تازهتر و
بهتری را
جایگزین
نگینه های
پیشین کنم.
همین جا
بگویم که همهی
نگینه هایی
که در اینجا
آمدهاند
درجهی یک
نیستند.* برای
نگینهگزینی
روش من اینست
که نخست به
نگینه هایی
که طی سالیان
یادداشت
کردهام
نگاه می کنم.(
علت اینکه
شناسنامهی
پارهای از
کتابها کامل
نیست همین
است). سپس به
کتابخانهی
شخصیام
رجوع می کنم و
پس از آن به
کتابخانه
های همگانی و
اینترنت.
همانطوریکه
پیشتر گفتهام
به همهی
آثار شاعران
دسترسی
نداشتهام؛
و نگینه ها را
از میان
آثاری که در
اختیارم
بوده
برگزیدهام.
برای نمونه،
من به همهی
آثار شعری که
در آمریکا و
کانادا
منتشر شده
است دسترسی
نداشتهام
همینطور به
همهی آثاری
که در سالهای
اخیر در
ایران منتشر
شده است. * مایهی
شگفتی است که
بسیاری که
ظاهرا کار
شعر را جدی
گرفتهاند
پایگاهی
الکترونیک
برای خود
فراهم نکردهاند
تا
شعرهایشان
را آنجا چاپ
کنند. برخی هم
که سایت
دارند
کارهایشان
را در آنها
نگذاشتهاند.
به هرحال
بهترین
خدمتی که
شاعر می
تواند به
شعرش بکند
پخش آن است.
کتابخانهی
اینترنتی
یا سایت
مشترک شاید
بتواند این
مشکل را حل
کند. *
همهی
شاعران جدی
تراشگاه
شعری دارند.
شعر پس از
انکه از
ژرفای جان
استخراج شد
باید تراش
داده شود. کار
پرداخت شعر
باید به درجهای
باشد که،
شاعر، برای
نمونه، از
خود بپرسد که
آیا این واژهای
که در این
ترکیب یا سطر
آمده
مناسبترین
واژه در زبان
فارسی است؟
آیا می شود
واژهی
شایستهتری
یافت که هم
آهنگ بهتری
داشته باشد و
هم ابعاد
بیشتری از
معنا را
بازتاب دهد؟
پرداختی این
چنین است که
شعر را به سوی
نابی می برد.
بیشتر
کارهای حافظ
و خیام و بخشی
از کارهای
فروغ و شاملو
در این حد و
حدود پرداخت
شدهاند و به
رگه های طلا
می مانند. *
شاعر
باید به
مرتبهای از
دانش شعری
رسیده باشد
که خودش
بتواند کارش
را سبک و
سنگین کند.
هرچه بیشتر
خوانده باشد
قدرت داوراش
هم قویتر
خواهد شد. کسی
که، برای
نمونه، ۱۰
شعر خوانده
باشد، ، به
همین اندازه
می تواند
داوری کند.
کسی که
شعرهای
برجستهی
کلاسیک و
معاصر را
خوانده باشد
و با شعر
جهانی هم
آشنا باشد با
خودباوری و
دقت بیشتری
می تواند به
داوری شعر
بنشیند.
البته گفتن
ندارد که از
نقد خوب و
مطالعهی
های گوناگون
هم نباید
غافل بماند. * شورمندانه،
در بسیاری از
شعرهایی که
در سایت ها
چاپ می شود
اثری از
پرداخت دیده
نمی شود. با یک
نگاه به شعر
می توان پی
برد که شعر
تراش داده
نشده است.
چنین
شعرهایی نمی
توانند از
خود دفاع
کنند و نابود
می شوند. *
در
گزینش نگینه
ها به درونمایهی
شعر ها هم
توجه داشتهام.
مرثیه های
هجرانی،
برای نمونه،
نیاوردهام. * اگر
شعر «هابی و
سرگرمی» کسی
باشد می
تواند هر وقت
که خواست
سراغش برود.
ولی اگر شعر
را جدی گرفته
باشد،
شعرنشین یا
شعرگیر شده
باشد، باید
آستین عمرش
را بالا بزند
تا در میان
انبوه واژه
ها و شعر ها
کوچهای
برای شعرش
باز کند. *
چنانکه
پیشتر نوشتم
به سراغ بخش
هایی از شعر
رفتهام که
برایم تازه
بودهاند؛
کشفی در آنها
روی داده و
جداگانه
خواندنی
هستند. روی هم
رفته، به جز
چند مورد
استثنائی به
سراغ
چارپاره ها
نرفتهام.
غزل و قصید و
رباعی هم
که نمی
توانستهاند
در حوزهی
کار من بوده
باشند. *
شعر
های روائی را
باید با متر و
میعار دیگری
سنجند. سماجت
در رعایت وزن
نیمائی شعر
را بیشتر به
شعر کلاسیک
نزدیک می کند
تا شعر آزاد و
مدرن. از این
گونه شعرها
هم که تصنع
آزار دهندهای
دارند نمونه
زیاد
نیاوردهام. *
با
یک حساب
سرانگشتی
روشن می شود
که فروغ و
شاملو و
سپهری
بیشترین
نگینههای
شعر مدرن را
نوشتهاند.
من شخصا در
جهان سپهری
نیستم. ولی در
بازتاب جان
عرفانیاش
خلاقیت نشان
داده است.
نگینه های
فروغ بیشتر
در «تولدی
دیگر» نمود
پیدا کرده
است. در این
مجموعه،
شعری نیست که
نگینه
نداشته باشد
و گاه یک شعر
چند نگینه
دارد. در «تولدی
دیگر» شعر
کتاب پُرکن
نیست. فروغ
خیلی باید
روی این
مجموعه کار
کرده باشد.
شعرهای این
مجموعه
صمیمانه
تراش خوردهاند.
صمیمت فروغ
حتی وزن
عروضی مثنوی «عاشقانه»
را هم تحت
تاثیر قرار
داده است. «تولدی
دیگر» پُر
نگینهترین
مجموعهی
شعر مدرن
فارسی است. * از
فروغ، شاملو
و سپهری می شد
نگینه های
بیشتری
آورد؛ در
حالیکه از
شاعران کمتر
شناخته شده
می شد نگینه
های کمتری
آورد و این
امر فاصلهای
را نشان می
دهد که بین
شاعران درجهی
یک و
دیگرشاعران
وجود دارد. *
شعر
نیما و
شاعران
نیمایی راهم
باید در برشی
تاریخی دید.
بیشتر شعر
های نیما،
چنانکه گفته
شده،
آزمایشی
بوده است.
تنها در
شعرهای
بعدتر است که
نیما
شعرهایش را
خوب پالایش
می دهد. یعنی
در جادهای
که خودش
کوبیده و صاف
کرده سرعت می
گیرد و این
سرعت خودش را
در شعرهای
ژرف و ساده و
خوشساختی
چون «می درخشد
مهتاب» و غیره
نشان می دهد.
به شاعران
بلافصل نیما
هم همینطو
باید نگاهی
تاریخی داشت.
این شاعران،
شعر نوی
فارسی را
تنها در آثار
نیما و دیگر
همکاران خود
می توانستند
تجربه کنند؛
و چشمانداز
کنونی ما را،
از شعر امروز
نداشتند.
اینست که
بسیاری از
شعرهای این
شاعران خوب
پرداخت نشدهاند
و موضوع های
پرکششی
ندارند. * درنگی
در باره
درونمایهی
شعرها: از
نظر
درونمایه،
گونهای
آشفتگی در
شعر مدرن
فارسی دیده
می شود. فکرش
را بکنید که
شما در
سرزمینی
زندگی می
کنید که نمی
توانید به
آسودگی در
بارهی
موضوعهای
بنیادیی چون
سیاست، دین،
عشق، سکس و
غیره...
بخوانید،
گفتگو کنید،
مطلب
بنویسید. در
سرزمینی که
بزرگترین
اندیشمنداناش
را عارفانی
تشکیل می
دهند که پشت
به زندگی
کردهاند و
در زیرزمین
های نمور
جلسه های
سماع تشکیل
می دهند و در
حسرت مرگ و
پیوستن به
الئه می
سوزند. در
چنین
سرزمینی
شاعر اگر
آگاهانه
راههای خودش
را پیدا نکند
مرزهای
محدود این
مسائل را
درونی خواهد
کرد و به
موجودی
تبدیل خواهد
شد که وجودش
انباشته از
ترمزهای
نامرئی است.
این ترمز ها
را شناختن و
خنثی کردن
کار آسانی
نیست. بسیاری
پشت واژه ها
پنهان می
شوند؛ برخی
زیرزمین
هایی در واژه
ها حفر می
کنند و تا
پایان عمر
زندگی
زیرزمینی می
کنند؛ و اگر
به کشورهای
آزاد هم
بروند از آن
زیرزمین
بیرون نمی
آیند. تنها
شاعرانی در
این کار سترگ
و نازک،
کامیاب می
شوند که چشم
از چشم زندگی
برندارند؛
از هر واژهی
تازهای
بالا بروند؛
چشماندازشان
را روز به روز
گسترش دهند؛
در صمیمتاشان
آبدیده شوند
و از
پروازهای
بلند و بی
پروا نترسند.
فروغ، نمونهی
خوبی از این
گونه شاعران
است. * شعرها
جور دیگری
کنار هم می
نشینند؛ با
هم گفتگو می
کنند؛ در هم
تنیده می
شوند یا از هم
فاصله می
گیرند. کوتاه
سخن اینکه
شعرها زندگی
خودشان را
دارند. تلاش
من این بوده
است که به
هنگام نگینهگزینی
تنها با
شعرها همسخن
شوم و نه با
شاعران. گاه،
سطری درخشان
می تواند
زندگی کسی را
دگرگون کند. و
اصلا شاید
مسیر تاریخ
را عوض کند.
چرا نباید
آنرا را آورد.
خواننده با
شعر همنشین
می شود نه با
شاعرش. آگر من
از شاعری چند
نگینه آوردهام
دعوت به
دوستی نیست و
اگر از کسی
نگینهای
نیاوردهام
دعوت به
دشمنی نیست.
به هر حال من
هم مثل همه
دارای سلیقهای
هستم و بر
اساس آن عمل
می کنم. و
سلیقهی من
هم تنها یک
سلیقه است و
بس. * اسماعیل
نوری علا به
تازگی در
مطبی نوشته
است که این
برخوردی که
من به شعر
مدرن امروز
می کنم ایشان
در سال ۵۲ در
کارگاه شعر
مجله فرودسی
انجام داده
است. ایشان از
جمله نوشتهاند: «.
اخيراً هم
ديدم که رضا
فرمند،
شاعری که در
هلند زندگی
می کند، نام «شعرک»
را به «نگينه»
برگردانده
است. چه مانعی
دارد؟ مهم
تعريف کار
است که دست
نخورده باقی
مانده است» من
« نگینه» را
تعریف کردهام
و نمونه های
فراوانی از
نگینه را هم
چاپ کردهام.
امیدوارم که
ایشان هم نه
به خاطر «رضا
فرمند،
شاعری که در
هلند زندگی
می کند!» بلکه
به خاطر
اسماعیل
نوری علا که
در آمریکا
زندگی می کند
و به خاطر «کلمه»
و «شعرک»
تعریف هائی
را که از «شعرک»
دادهاند و
همچنین «شعرک»
هایی را که
برگزیدهاند
منتشر کنند
تا
خوانندگان
خودشان
امکان داوری
داشته باشند.
ما که دشمن هم
نیستیم؛ چرا
بیخود و بی
جهت در کلمه
ها با هم کتککاری
کنیم. مواد
شعری در
اختیار همه
است؛ تفاوت،
تنها در
برخورد به
این مواد است.
به اصطلاح
همانطوریکه
گفتهاند
تفاوت
بنیادی در
نوع نگاه
کردن به
افتادن سیب
است. از آن
گذشته در
سراسر دنیا
گزینه های
گوناگونی از
شعرها و حتی
پارهشعرها
چاپ می شود و
وجود یک
گزینه چرا
باید نافی
دیگری باشد.
هر گزینه را
باید چون
پنجرهای
تازه دید که
چشماندازی
تازه دارد.
|