|
نگینه
های شعر
هوشنگ
چالنگی |
||
|
جز
دهان
سرودخوان
نمانده است. (صبحخوانان) * از
شیارهای
تازیانهی
قوم تو پیراهنی
کبود به تن
دارم (همان) * می
توانم در این
یال ها بدوم و
مرگ را تحقیر
کنم (یال) ------------- برگرفته
از: تاریخ
تحلیلی شعر
نو |