|
نگینههای
شعر غلامرضا
بروسان |
||
|
که
ایگناسیو به
ساعت پنج عصر * هیچ
قطاری وقتی
گنجشگی را
زیر می گیرد از
ریل خارج نمی
شود (؟، یک
تمشک تازه) سنگینام انگار
زنانی آبستن در
دلم زغفران
پاک می کنند (گفتی
بیا،
غزلداستان)
|