|
نگینه
های شعر لقا
بختیاری |
||
|
زیرا
یکدیگر را
سخت دوست
داشتیم... ما
هرگز کشته
نشدیم هرگز
یکدیگر را در
آغوش
نکشیدیم و
هرگز
نتوانستیم
برای هم کاری
کنیم * زیبائیات
مرا فرا
گرفته چون
مهی که بر
جنگل فرود می
آید * از
آغوش دریا می
آمد زن برهنه با
ماهی کوچکی
که در اندامش
سرگردان بود ------------------- برگرفته
از: مانی ها |