|
نگینه های شعر بتول عزیز پور |
||
|
لیوان
میانهسالی در
ایستگاههای
ودکا پُر می
شود مینوشم
و از عطر
ابرها می
چکم (چین، فصل
ها فرو می
ریزند) * می
نوشم تا زرهام
در لیوانم آبدیده
شود. (همان) * شعر،
بذر رهایی می
کارد و کار می
کند (شعر
آزادی را
فرمان می
راند، هزار و
یک شعر) پرواز
را خاک کنیم؟ (
لیلی،
پرنده، ماهی
و آب) -------------------------- برگرفتهاز:
شهروند،
هزار و یک
شعر، عصر نو
|