|
نگینه
های شعر م.
آزاد |
||
|
صدای
گریهی
شیرین میان
باغ تنهائي هزاران
لاله از
باران فرو می
ریخت (اندوه
شیرین) * به
من سکوت
بیاموز! (به من
سکوت بیاموز) * باید
عاشق شد و رفت باد
ها در گذرند (باد
ها در گذرند) آئینه
ها تهی است (۱۳۴۶) از
زلال آبی
کاشی ها تصویر
ماهیان قزلآرا
را پاک کردهاند.
(آئینه ها تهی
است) * من
گیاهی ریشه
در خویشم (من
گیاهی..) * منم
این گیاه
تنها به گلی
امید بسته (گل
باغ آشنائی) * تنها،
انسان،
تنهایی بزرگ
است (تنها
انسان...) با
من طلوع کن (۱۳۵۲) و
گیسوان تو
ناگاه بر
تمامی
ویرانه های
باد نشست. (و
گیسوان تو...) -------------------- من
بیم داشتم که
بگویم شکوفه
ها از کاغذند.
(عصر، راهیان
شعر امروز) ---------------- برگرفته
از: قصیدهی
بلند باد.
مروارید،
۱۳۴۵ آئینه
ها تهی است.
جوانه، ۱۳۴۶ با
من طلوع کن.
اشرفی، ۱۳۵۲ شعر
ها از نشریهی
الکترونیک «آوای
آزاد» آورده
شده است.
|